الشيخ حسين المظاهري

185

كاوشى نو در اخلاق اسلامى وشئون حكمت عملى (فارسى)

نمى توانست از سازندگى علمى و عملى برخوردار گردد و تأديب و تعليم براى كسى فايده مند نمى افتاد و تمرين دادن كودكان در كسب مهارتها ، ديگر سودى د ربر نداشت . . . اين شكل استوار نفسانى كه در روز رستخيز ، نمود مى يابد ، همان است كه در عرف حكمت ، ملكه ناميده مىشود ، زيرا آنچه نزد ما محقّق است ، آن است كه ملكات نفسانى در برخوردارى از نعمت يا رسيدن به كيفر ، به صورتهايى جوهرى و ذاتهايى قائم مى گردند كه فعال در نفس اند . . . " 42 فيثاغورث كه از بزرگترين حكيمان‌ِپيشين است ، مى گويد : " تو داراى رفتار ، گفتار و انديشه اى گوناگون هستى و از هر حركت فكرى يا گفتار يا رفتارى ، صورتى روحانى يا جسمانى براى تو ظهور مىكند ، اگر اين حركت ، غضبى باشد ، مادّه اى خواهيد گشت براى شيطان كه در زندگى ، تو را مى آزارد و پس از مرگ تو ، پرده اى مىشود براى ديدن نور ، و اگر اين حركت ، عقلى باشد ، ملكى مى گردد ، كه از همنشينى آن دردنيا ، مسرّت مى يا بى و در آخرت در جوار الهى و سراى كرامت او ره مى يا بى . " 43 غزالى مى گويد : " اگر به خويشتن مشغولى ، جز به علمى مپرداز كه به حسب مقتضيات حالت ، بر تو واجب است ، و نيز به وابسته هاى علم ، اعمّ از اعمال ظاهر مثل آموختن نماز و طهارت و روزه و مسئله مهمّى كه همگان از آن غافلند . علم ، صفات قلب و عوامل ستوده و نكوهيدهءآن است ، چه آدمى از صفات نكوهيده اى همچون حرص وحسد و . . . بر كنار نيست و اينها همه از مهلكات است و كنار گذاشتن آن از واجبات . " 44 شهيد ثانى قدّس سّره در منيه المُريد مى گويد : " تزكيهء نفس بنا به اجماع مسلمانان واجب عينى است . " 45 او . در جاى ديگرى مى گويد : " . . . آنچه مهمتر و شناخت آن ضرورتى تر و پى آن بودن و رقابت ورزيدن در به كف آوردنش ، سترگتر مى باشد ، پاكسازى نفس از پلشتيهاى اخلاقى است . " 46